مناجات با امام زمان (عج)

خوب است كه عاشق جگري داشته باشد

آشفتگي بيشتري داشته باشد

حاجات بهانه است كه ما اشك بريزيم

خوب است گدا چشم تري داشته باشد

پرواز من اين است كه يك كنج بيفتم

اين بال بعيد است پري داشته باشد

اي يار سفر كرده نگاه پر لطفت

وقتش شده بر ما نظري داشته باشد

گر سنگ دلم باز تعلق به تو دارم

هر كعبه اي بايد حجري داشته باشد

سر مي زنم آنقدر به در تا بگشايي

خوب است گدا هم هنري داشته باشد

از دور خودت دور مكن چند گدا را

خوب است كه شه دور و بري داشته باشد

قبل از سفر آخرت اي دوست دلم را

بگذار به سويت سفري داشته باشد

انگار بنا نيست ببينم تو را .... پس

بگذار دلم يك خبري داشته باشد

 


نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مرداد 1393 توسط مجنون

این روزها تمام تنم درد میکند

مانند فاطمه بدنم درد میکند

گفتم حسین بر کفنم جوشنی نوشت

دیدم به دست او کفنم درد میکند

زین خجلتی که میکشم از شیر خوردنم

در پیش زینبم دهنم درد میکند

من اهل یثربم دلم آنجاست زیر خاک

آن زخم سینه وطنم درد میکند

یا زینبی که میکشد از دست کوفیان

چون سنگ خور دگان دهنم درد میکند


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 توسط مجنون

 

دور شمع پیکرت،گردیده ام خاکسترت
ای به قربان تو و این رنگ زرد پیکرت

از نفس های بلندت میل رفتن می چکد
حق بده امشب بمیرم در کنار بسترت

تا نگیرد خون تازه گوشه ی تابوت را
مهلتی تا که ببندم دستمالی برسرت

حیف شد، از آن­همه دلواپسی کودکان
کاسه های شیر­ مانده روی دست دخترت

کاش می­مردم نمی­دیدم به خاک افتاده است
هیبت طوفانی دلدل سوار خیبرت

خلوت شبهای سوت و کور نخلستان شکست
با صدای وا علی و وای حیدر حیدرت

شهر کوفه تا نگیرد انتقام بدر را
دست خود را بر نمی دارد پدر جان از سرت

با شمایی که امیر کوفه اید اینگونه کرد
الامان از کاروان دختر بی معجرت

می روی اما برای صد هزاران سال بعد
میل احسان می نماید غیرت انگشترت
***علی اکبر لطیفیان***


نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم تیر 1393 توسط مجنون

 

با سنگ هر گناه پرم را شكسته ام
آه اي خدا ، خودم كمرم را شكسته ام

نه راه پيش مانده برايم نه راه پس
پلهاي امن پشت سرم را شكسته ام

من دانه دانه اشك خودم را فروختم
نرخ طلايي گهرم را شكسته ام

ديگر مرا نشان خودم هم نمي دهند
آيينه هاي دور و برم را شكسته ام

دنيا شكست خورده تر از من نديده است
حالا به سنگ خورده ، سرم را شكسته ام

آرام كن مرا و در آغوش خود بگير
حالا كه بغض شعله ورم را شكسته ام

راهم بده به باغهاي شجرهاي طيبه
من توبه كرده ام ، تبرم را شكسته ام

حالا ببين كه به غير از گدا شدن
در پيشگاه تو هنرم را شكسته ام


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم تیر 1393 توسط مجنون
از دستفروشي تا رئيس جمهوری

چه كسي باور مي كند كه رئيس جمهور كشور روزگاري دست فروشي مي كرده و اصلاً برايش مهم نبوده كه مردم درباره اش چه فكر مي كنند. چون براي او مهم درست زندگي كردن بوده است حالا چه فرقي مي كند كه دست فروشي باشي يا رئيس جمهور."حدود 14 سال داشتم كه قزوين را به قصد تهران ترك گفتم، در تهران، در ابتدا در بازار تهران آهن فروشان به شاگردي مشغول شدم و مدتي را هم به دستفروشي گذراندم. بعد از مدتي دستفروشي، رفتم به تيمچه"حاجب الدوله" چند جايي شاگردي كردم و مجدداً به دستفروشي پرداختم كه مصادف شد با دوران حكومت رزم آرا. روزي رزم آرا تصميم گرفت كه دستفروشها سبزه ميدان را جمع كند و اين باعث شد كه بساط كاسبي ما را هم جمع كردند".
-بعضي ها سعي و تلاش زيادي مي كنند تا به قدرت برسند. چه شب ها كه نمي خوابند چه روزها كه گرسنه آن روز را به شب مي رسانند. اما وقتي كه به آن رسيدند فكر مي كنند تازه اول خوشبختي و آسايش آنهاست. روزي شهيد رجايي يكي از وزيرانش را بر كنار كرد. وقتي از او پرسيدند: چرا چنين كرديد؟ گفت: اين آقا هنوز جا خوش نكرده، مي گويد: خانه سيصد متري ام براي خانواده و محافظينم كوچك است. يكي از خانه هاي مصادره شده طاغوتيان را به من واگذار كنيد يا بفروشيد، تا زن و بچه ام كم تر در عذاب باشند. من به او گفتم:«آقاجان! ما انقلاب نكرديم كه خانه هاي مردم را مصادره كنيم، بعداً خودمان در آن ها سكونت كنيم. ما آمده ايم مشكل مردم را حل كنيم. اگر قرار باشد مثل طاغوتيان در آن خانه ها زندگي كنيم، مشكلات مردم را فراموش خواهيم كرد».
-نماز ستون دين است و نشان مسلماني و چه زيباست كه مسلمان اين نشان نوراني را گرامي بدارد و چه زيباتر كه مديران و مسئولان جامعه رفتار و كردارشان را به اين گوهر زيبا بيارايند." يك بار در حين پرسش و پاسخ مسؤولان، با شنيدن اذان ظهر، خطاب به حضار و جمع گفت: اگر خبر داده باشند براي مدت بيست دقيقه ضرورت دارد ارتباط تلفني با مركزي برقرار كنم، آيا اجازه هست كه همين جا صحبت را متوقف و ادامه آن را بعد از تلفن موكول كنيم؟
حاضران كه از پيشنهاد غير منتظره شهيد رجايي غافل گير و شگفت زده شده بودند، گفتند: اختيار داريد. بله قربان! او گفت: هم اكنون دستگاه بي سيم الهي(اذان) خبر از انجام فريضه ظهر داده است. ما فعلاً وظيفه داريم با اقامه نماز، اين ارتباط را برقرار كنيم. سپس بدون تكليف، لحظه اي بعد در برابر نگاه ناباورانه حضار، با جمعي به نماز ايستاد و اين تكليف الهي را سر وقت انجام داد".

منبع: نشريه انتظار نوجوان.

روحش شاد و یادش گرامی. امیدوارم لیاقت داشته باشیم از شهید رجایی(ره) الگو بگیریم.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم تیر 1393 توسط مجنون

دردم مداوا میکنی مثل همیشه

عقده ز دل وا میکنی مثل همیشه

آیینه زیبا می شود با یک نگاهت

دل را تو شیدا میکنی مثل همیشه

دروازه لطف و کرم را می گشائی

وقتی که لب وا می کنی مثل همیشه

از گوشه چشمت کرم می ریزد آقا

از بس که غوغا میکنی مثل همیشه

پرونده اعمال ما گرچه سیاه است

می دانم امضا میکنی مثل همیشه

دل مرده ام اما تو با یک گوشه چشمی

کار مسیحا میکنی مثل همیشه

بهر ظهور خود چرا ای یوسف عشق

امروز و فردا میکنی مثل همیشه

تو مثل بابایت علی غمهای خود را

با چاه نجوا میکنی مثل همیشه

تو مثل زهرا مادرت از بس که خوبی

با ما مدارا میکنی مثل همیشه

شبهای جمعه کربلا همراه مادر

تو روضه برپا میکنی مثل همیشه


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم خرداد 1393 توسط مجنون

سقای با فضیلت و دریا دل حسین...

باید حسین دم بزند از فضائلت
وقتی حسینی است تمام خصائلت

تعبیرهای ما همه محدود و نارساست
در شرح بیکرانی اوصاف کاملت

بی شک در آن به غیر جمال حسین نیست
آئینه ای اگر بگذاری مقابلت



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم خرداد 1393 توسط مجنون

امام سوم دنیا، امام عاشورا...

اگر چه بال و پر ناتوانمان دادند
ولی برای پریدن زمانمان دادند

خبر دهید دوباره به بال فطرس ها
مجال پر زدن آسمانمان دادند

به احترام ملائک امانت حق را
به دست فاطمه ی مهربانمان دادند



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه دهم خرداد 1393 توسط مجنون

شهيد همت: از طرف من به جوانان بگوييد چشم شهيدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپا خيزيد و اسلام خود را دريابيد.

انسان يک تذکر در هر 4 ساعت به خودش بدهد، بد نيست.

بهترين موقع بعد از پايان نماز، وقتي سر به سجده مي گذاريد، مروري بر اعمال از صبح تا شب خود بيندازد، آيا کارمان براي رضاي خدا بود.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393 توسط مجنون


ما سوا و محور مینا علیست                    شهسوار تاج کرمنا علیست

معنی والشمس نور روی اوست               معنی والیل مشکین موی اوست

دین حق با نام او کامل شده                  هل اتی در شأن او نازل شده

چون خدا ایجاد غرب و شرق کرد              قبل از ان نور علی را خلق کرد

عشق با نام علی اغاز شد                    با علی درهای رحمت باز شد

این حدیث دل بود تصنیف نیست               شیعه در محشر بلا تکلیف نیست

شیعه پایش در مسیر اولیاست                شیعه مولایش علی المرتضاست

هر کسی را اسم اعظم داده اند              بر لبش نام علی بنهاده اند

او به بیت الله رکن قائمه است                 تاج احمد افتخار فاطمه است

عشق بر حجاج احرام ولاست                  کعبه ی کعبه علی المرتضاست

نوح گر در بحر از طوفان برست                 مرتضی بگرفت سکان را بدست

هست او هستی به عیسی داده است     او عصا بر دست موسی داده است

اوست هدهد را غزل خوان کرده است       او سلیمان را سلیمان کرده است

او به ابراهیم احسان کرده است              اوست اتش را گلستان کرده است

آن ملاحت که به یوسف داده اند              جان یوسف از علی بستانده اند

عشق او از دل تجلا می کند                   یا علی گفتن گره وا می کند

تا علی سر رشته دار کار هاست             مکتب شیعه پر از عمار هاست

یا علی گفتن رموز انبیاست                     یا علی گفتن شعار مصطفاست

یا علی گفتن مرام فاطمه است               مزد هر شیعه سلام فاطمه است

پیش او افتاده مرحب از نفس                  بت شکستن کار حیدر هست وبس

پس سخن بی پرده گفتن بهتر است         چرخ تحت اقتدار حیدر است

تا علی فرمانده دهر است دهر                شیعه با ضد علی قهر است قهر

او نه تنها در زمین نام آور است                نام او در اسمانها حیدر است

سعی کن محشور گردی با علی              پس بگو (خوشزاد) یا هو یا علی

آنکه او فرمانروای محشر است                 حیدر است و حیدر است وحیدر است


نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهاردهم اردیبهشت 1393 توسط مجنون
تمامی حقوق مطالب برای فدائیان ولایت ، تشنگان شهادت محفوظ می باشد